العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

447

شرح كشف المراد ( فارسى )

8 - به عقيدهء خود اهل سنت پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) از دنيا رفت درحالىكه فردى را به جانشينى خود انتخاب نكرد و قانون انتخابات عملى نشد درحالىكه ابو بكر در هنگام مرگ عمر بن خطاب را به جانشينى خود انتخاب نمود و اين مخالفت با سيرهء پيامبر است به عقيده آنها درحالىكه فعل النبى حجت است و نيز مخالفت كرد با پيامبر در اينكه به جانشينى خود انتخاب كرد كسى را كه پيامبر او را عزل كرده بود . توضيح اينكه : خليفه اوّل ، عمر بن خطاب را به جانشينى خود برگزيد درحالىكه پيامبر ولايت هيچ امرى را به عمر نسپرد مگر در مسأله جنگ خيبر كه پرچم را بدست او داد ولى او در حال كارزار پرچم را افكنده و فرار كرد و نيز در مسأله زكوات او را متولى ساخت و عباس عموى پيامبر به پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) شكايت برده و حضرتش عمر را عزل فرمود و نيز صحابه بر ابى بكر اعتراض كردند حتى طلحه گفت : تو بر ما انسان خشن و درشت‌خوئى را مسلط ساختى اينها همه نشان مىدهد كه خليفه اول با فعل نبى مخالفت كرده و لايق امامت نيست . 9 - هر يك از خليفه اول و دوم و سوم از دستور پيامبر سر پيچى نمودند آنگاه كه حضرت در مرض وفات بود و لحظه به لحظه حال حضرتش وخيمتر مىشد لشكرى به فرماندهى اسامة ترتيب داد كه خلفاء ثلاث هم در ميان لشكر بودند و دستور داد تا از اسامه متابعت كنند و با او به جبهه جنگ روند و غرض اصلى هم اين بود كه در اين لحظات حساس و سرنوشت‌ساز آنها در مدينه نمانده و پس از پيامبر زمام امر خلافت را بدست نگيرند ولى آنها تخلف كرده و در مدينه ماندند تا به اغراض پليد خود جامه عمل پوشيدند و نخستين قدم را در مسير تفرقه امت اسلامى برداشتند با اينكه قرآن مىگويد : أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ ولى آنها نكردند .